Sunday, September 23, 2018

مسعود رجوی صلح با عراق، چرا؟ - گزیده سخنرانی

مسعود رجوی: همه از دیدار صلح در بغداد ما بین من و رئیس‌جمهور عراق و اطلاعیه رسمی آن اطلاع دارند و می‌دانند که من در آن دیدار هم از طرف مقاومت عادلانه مردم ایران تصریح کردم، که البته ما هنگامی که قوای عراقی در خاک مان بودند با آنها جنگیدیم. اما از روزی که عراق در اواخر بهار سال ۶۱ یعنی ۴سال قبل از این‌که من به اینجا بیام و با ایشون ملاقات کنم موکداً و مکرراً صلح خواهی خودش رو اعلام کرد و به‌خصوص وقتی که را با ما امضا کرد و به ترتیبی که گفتم طرح صلح ما را پذیرفت. قویاً بر آن بوده و هستیم که هیچ موجبی برای ادامه جنگ باقی نمانده است.
سالهاست و لذا از آن ببعد جنگ دیگر جنگ رژیم خمینی با عراق است،‌نه جنگ مردم ایران با کشور همسایه اش. مردم ایران جنگی ندارند. جنگ را خمینی می‌خواهد. تنها طرفی است که خواستار ادامه‌اش است.

ما از اول اعلام کردیم تا خمینی هست، جنگ و اختناق هم هست و خمینی جز در شرایط ضعف مطلق، شرایط استیصال مطلق تن به صلح نخواهد داد. از اینجا می‌شود به نقش تاریخ‌ساز شعار صلح که همیشه نصب‌العین شورای ملی مقاومت ایران بوده راه برد، فهمید. شعاری که البته برای مطرح کردنش (شعار صلح)،‌برای پیش بردنش،‌برای گسترش دادنش، در داخله و در خارجه، در سطح بین‌المللی،‌برای اثبات این‌که بابا صلح حق است، ‌ صلح در دسترس است و خمینی جنگ می‌خواهد بهای خیلی گزافی پرداختیم. بگذارید بی‌مبالغه بگویم، مصیبتها کشیدیم و خون جگر خوردیم. خیلی برچسبها تحمل کردیم. تا این طلسم جنگ را درهم بشکنیم. آخر با همین طلسم خمینی راه آزادی و راه زندگی مردم را سد کرد.

در همین نقطه بود که میانه بازها،‌استحاله‌گرها،‌ آنهایی که به داخل رژیم چشم دوختند، آنهایی که فکر می‌کنند از این امامزاده خیری برمیاد. ملی‌گراهای پوشالی، آنهایی که دلپیچه وطن گرفته بودند. بقایای این سلطنت مدفون و خیلی از این چپ نماها در برابر این سیاست انقلابی صلح ما به انحا‌ء‌ طرق برای این تنور جنگ خمینی هیزم شکنی می‌کردند.

No comments:

Post a Comment