Sunday, April 22, 2018

ابراهیم مازندرانی: مجاهدین خلق و ریشه کنی بنیادگرایی دینی

در رنسانس فرهنگی اروپا و انقلاب کبیر فرانسه، که تفکر دینی دگرگون شد دقیقا یک رفرم در اندیشه دینی صورت گرفت. در این رفرم کلیسا ازحکومت فاصله گرفت و به واتیکان رفت. باین ترتیب در جوامع اروپایی دین و دولت هرکدام جایگاه جداگانه خود را یافتند. گرچه تفکر ارتجاعی، در کنار نوآوری دینی به حیات خود ادامه داد.
آنچه مجاهدین مطرح کرده و میکنند، ریشه کنی اندیشه ارتجاعی از دین اسلام است که امروز لباس ولایت فقیه پوشیده است. مجاهدین معتقدند که ارتجاع حاکم هیچ ربطی به اندیشه دینی و اسلامی ندارد و تنها یک بدعت و یک تحریف و یک سوء استفاده از دین برای بدست گرفتن قدرت توسط آخوندها و روحانیت مرتجع است. 
آنچه درایران امروز تحت عنوان دین و اسلام توسط ارتجاع حاکم مطرح میشود ربطی به اصول دین اسلام و اندیشه بنیانگذاران آن ندارد، نه متکی بر قرآن است ونه متکی بر سنت است. 
در این بدعت وتحریف دینی، آخوندها و مرتجعین حاکم درپی تشکیل یک خلافت اسلامی مانند آنچه در قرون گذشته و در دوران خلافت عثمانی بود میباشند منتها نوع شیعی آن را آرزو میکنند که البته حربه و زمینه خوبی برای استعمار هم هست تا تفرقه بیندازد و جنگ افروزی کند. رژیم ارتجاعی حاکم با استفاده از بدعت ولایت فقیه و حکومت شریعت هرگونه قصاص وشقاوت و شکنجه و اعدام و قتل عام را برای تحمیل خود به مردم و سلب حق حاکمیت آنها و سرکوب وحشیانه و انحصار طلبی مطلق توجیه میکند و خود را به عنوان حکومت اسلامی و نماینده خدا جا میزند و از آن بصورت نردبانی برای بالا رفتن و برای غارت مردم مظلوم و چپاول ثروت ملی بهره میگیرد. به قول مردم در قیام دی ماه ۱۳۹۶: اسلام را پله کردی - مردم را ذله کردی.
در اسلام مرتجعین ولایت فقیه برای رسیدن به قدرت، خدای رحمان و رحیم، تبدیل می شود به یک خدای شکنجه گر و جلاد و جبار که از کشتارمردم مظلوم لذت می برد، و نه سیر میشود و نه خسته. در اسلام خمینی دین رأفت و برادری و برابری و مساوات تبدیل می شود به آئین اجرای شریعت و قصاص و قتل و کشتار و .... مدعی می شود که حکومت اسلام برای دست بریدن و سنگسار آمده است. با این توجیهات، سرکوب گسترده می شود و تا هر شهر و کوی و برزن و روستا و خانه میرود.

No comments:

Post a Comment