سخن روز
این روزها علاوه بر بحرانهایی که همیشه در رژیم بوده و چیز جدیدی نیست، یک موضوع یا بحران جدید هم جنجالی است که بر سر حضور تعداد محدودی از زنان در ورزشگاه آزادی تهران بالا گرفته؛ در این حیص و بیص و اینهمه بحرانی که رژیم با آنها مواجه هست، این موضوع که نسبت به سایر بحرانهای رژیم حاشیهیی محسوب میشود، چرا تبدیل به یک جنجال میشود؟ آیا خود این یک نمایش برای انحراف اذهان از بحرانهای واقعی نیست؟
بحران واقعی یا فریب سیاسی؟
واقعیت این است که حضور زنان تماشاگر در ورزشگاه و بحرانی که در میان مقامات این رژیم ایجاد کرده، اصلاً ساختگی یا فریب سیاسی برای منحرف کردن اذهان از دیگر بحرانها یا بحرانهای اصلی نیست.
اما اینکه یک موضوع که در مقایسه با بقیه معضلات رژیم اولویت پایینتری دارد، اینطور باعث غوغا میشود و دو باند بر سر آن با هم گلاویز میشوند، این ناشی از وضعیت کنونی است که رژیم مثل یک بیمار محتضر هر عامل کوچکی مثلاً یک سرماخوردگی هم میتواند برایش خطر مرگ داشته باشد.
اما جدای از این، چرا گفته میشود که این بحران برای رژیم واقعی است؟ زیرا اگر در حرفهای آخوند دژخیم جعفر منتظری دادستان کل رژیم دقت کرده باشید. او ضمن اراجیفی که درونمایه کثیف خودش را بارز میکرد گفت که این ماجرا یک هنجارشکنی است. هنجارشکنی هم در این رژیم یعنی رفتاری که برای آخوندها بعد امنیتی دارد!
مثلاً شعارهای ضدرژیم و ضددیکتاتوری و ضدخامنهای را میگویند شعارهای هنجارشکنانه!
تماشای مسابقه فوتبال، چه ربطی به کیان نظام دارد؟
اینک باید پرسید رژیم چرا حضور زنان در ورزشگاه را یک هنجارشکنی و یک اقدام ضدامنیتی تلقی میکند؟ چون این کار در دستگاه سرکوب نظامی که بر زنستیزی استوار شده، شکاف ایجاد میکند و رژیم مثل مردمک چشمش از «طلسم اختناق» حفاظت میکند.
برای توجیه این موضوع به اباطیل بهاصطلاح اخلاقی متوسل میشود. آن هم در رژیمی که همه میدانند در زیر عبا و عمامه آخوندهای حاکم و بنیادهای آن چه گندابی جریان دارد و این حاکمیت پلید چگونه با حاکم کردن فقر و گرسنگی در جامعه، فجایع اجتماعی را گسترش داده است.
No comments:
Post a Comment